سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
پایه عکاسی مونوپاد
تفکرت برایت بینش می آورد و مایه عبرت گرفتن تو می گردد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

نویسندگان وبلاگ -گروهی
اکبرم(1)
لینک دلخواه نویسنده

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :3
بازدید دیروز :23
کل بازدید :29021
تعداد کل یاداشته ها : 5
93/6/11
3:46 ص

1. اگر به اینده درسی خودتان اهمیت می دهید تا جایی که ممکن است وارد فولادشهر ، مخصوصا دانشگاه امین نشوید

2. این دانشگاه دارای سیستم اموزشی کاملا مزخرف است

3. اگر مایل به دیدن انواع و اقسام لرها هستید به دانشگاه ما بیایید.(از استاد و کارمند و دانشجو )

4. مواظب باشید معتاد نشوید ، نه اصلا معتاد نمیشید چون مواد گیر نمیاد.(مثل شارژ ایرانسل ریخته)


90/3/7::: 4:21 ص
نظر()
  

روزهایی که دکتر راست می کند ، دانشگاه پر از قوانین و مقررات است و همه چیز شبیه دانشگاه می شود


90/3/7::: 3:44 ص
نظر()
  

انتقاد از اساتید(ریاحی)-کمی تا قسمتی طنز!

 

امپراطور ریاحی یا دکتر ریاحی ، نه دکتر نمیشه گفت فعلا بره مدرک دکتراشو بگیره بعد بگیم دکتر .

سلام.این مطلب تا حدودی  طنز در خصوص اساتیدهست  خواهشا اساتید محترم برداشت منفی نکنند!

    این مطلب فقط در مورد برخی اساتید هست مطمئنا خیلی از اساتید انتقادپذیرند.

*از شنیدن انتقادمان وگوشزد کردن ایراداتشان خوشحال می شوند ودرصد جبران برمی آیند!!!!!!!!!!

*انتقادمان را نمی پذیرند وبا دلایل منطقی مارا قانع می کنند که اشتباه از ما بوده وآنها کار خود را به درستی انجام می دهند!

*یک نگاهی به ما میاندازند وبعد باعصبانیت همه را از کلاس اخراج کرده وبرای صندلی های خالی درس می دهند!(استاد ریاحی که اصلا این طور نیست)

*با عصبانیت در حالی که مدام رنگ عوض می کنند کیفشان را محکم برداشته ویک نگاه غضب آلود می کنند(که یعنی حسابتان را می رسم) وبعد با کوبیدن در خارج می شوند!

*در مقابل رگبار سخنانشان در تمجید از خودشان  وتهدیدمان قرار می گیریم!

*بدون کوچکترین معطلی حسابی خدمتمان می رسند!

*یک لبخند ملیحی می زنند ومی گویند به شما انتقادکردن نیامده من بهتون آزادی دادم که اینطوری حرف می زنین اساتید دیگه بودند............وما حسابی بدهکار هم می شویم!

*یک نگاه عاقل اندر.....به ما می کنند و کلی بر ما فخر می فروشند که...!

فکر  کردین من دوست داشتم بیام من اگر دو تا مریض می دیدم بیشتر از پولی که دانشگاه می ده در می آوردم!

*در مقابل انتقادمان سکوت می کنند وبه فکر فرو می روند:

افکار آنها را دراین زمان می خوانیم!

یک سوالی می دم که سرجلسه به گریه کردن بیافتین!

کاری می کنم مشروط شین!

مسبب اصلی این انتقاد وکسی که اغفالتان کرده را پیدا می کنم واو را مشروط می کنم!

به اونهایی که از من حمایت کردند نمره 20 می دهم ومابقیتان را میاندازم تا دلتان بسوزد! (جان نثارا و نمکدونهای تو سلف )

سوال رو آسون می دم تا همه خوب بنویسین ولی نمره تون رو طوری می دم اشکتون دربیاد!

با بزرگواری می بخشمتون سوال رو معمولی می دم!(غیر واقعی!)

سوال رو از قبل هم آسون تر می دم تا همه قبول شین بعد بهم بگن تو چقدر بزرگواری وچه استاد باسوادی هستی وشاید تشویقی هم گرفتیم!

نتیجه گیری:هیچ وقت از اساتیدتان حتی اگر بگویند هر انتقادی دارین بگین انتقاد نکنین وبسان چای شیرین وبه قول دوستان نون خامه ای ازشان تعریف کنین بلکم نمره ای بهتان دادند!

این یک طنز تلخ هست درسته که خیلی از اساتید اینگونه نیستند ولی هستند کسانی که حتی مدعی انتقادپذیری اند ولی تا پای عمل می رسد.........!عدم تحمل انتقاد فقط به اساتید محدود نمی شه خیلی از ماها متاسفانه اینطوری هستیم!

 

انتقاد کنین تنها از کسانی که گوش هایی برای شنیدن انتقادهایتان دارند 

 

 

انتقاد یک جاده دوراهی است مغرضانه وصادقانه هر کدام به یک سمت متضاد می روند ولی گاهی این دو راه در پل کدورت بهم می رسند.  


89/11/10::: 12:20 ع
نظر()
  

این شعر نمونه ای بسیار خوب از دوران دانشجویی است که در قالب طنز آمده است.

اهل دانشگاهم
روزگارم بد نیست
تک ژتونی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن پولی.... 

من تریپی دارم بهتر از هر مانکن
جزوه ای پر ز زیراکس دوستان
و علومی که در این نزدیکیست
لای این واحدها ، پای آن برگ سفید
توی پروندهء مشروطی و کسر واحد
اهل دانشگاهم
پیشه ام الافیست
گاهگاهی میروم دانشگاه
تا که سیمایم را استاد ببیند به کلاس

بلکه غیبت را حاضر بکند
که ز آموزش من ، جان سالم ببرم
چه خیالی چه خیالی... میدانم
خوب میدانم ...
غیبتم بسیار است
حذف درس و کسریم اجباریست
من به مهمانی کسری رفتم
من به پشت اندوه
من به ایوان هراسانی و خواهش رفتم
رفتم از پلهء پاچه خواری بالا
تا به کوی استاد

تا به هوای نمره و استدعا
تا شب حسرت پاس کردن رفتم
نمره های اندک
استاد در آرزوی لحظه ای آرامش
شاگرد در آرزوی نمره ای افزایش
یاد هر درد و غم و بی پولی
تا که شاید دل استاد به رحم بیاید

ای دریغ از یک و نیم نمرهء پر پوچ و بها
من دانشجو ام
شغل من خوش تیپیست
گوشی ام یک نوکیا
عینکم آفتابیست
در خیالم جریان دارد پول ، جریان دارد کٍیف
مد ، از طرز لباسم پیداست
چشم ها را باید شست
پشت لنز باید برد
کار ما نیست شناسایی لنز رنگی
کار ما شاید اینست که در افسون عینک ، چهار چشم باشیم
پشت کافی نت اردو بزنیم
آی دی یک دوست بدوزیم و سر کار برویم چشم بر
عینکی باید داشت
عینکی آفتابی
که در ظهر و غروب آفتاب
روی چشم و همه دم بر سر و موی و یقه و جیب کنار شلوار
بنهیم و به همه پز بدهیم
تیپ ها باید ساخت
جور دیگر باید گشت
کفش نوک تیز و کتانی ، گهگاه
شلوار لی گشاد ، لیزری و هم دمپا
دو سه تا سیم کارت و هندز فری و یک همراه
بینی عمل شده سر بالا

اسم من دانشجو است آیا ؟؟

شاعر : میدونی که دنبالتمه سپهری


89/11/10::: 11:55 ص
نظر()
  

به نام خدا


سلام. قابل توجه کسایی که می خوان تو دانشگاه غیر انتفاعی امین فولاد شهر  ثبت نام کنن،  چون من دارم اینجا درس می خونم و  این روزای سخت رو گذروندم و به خاطر کم اطلاعی در این مورد یه سری اتفاقات واسم افتاد تصمیم گرفتم چیزایی رو که میدونم بگم شاید زنگ خطری باشه برای سایر دوستان.

یه سریا نه روزانه مجاز میشن نه شبانه و به همین خاطر مجبورن برای ادامه تحصیلات عالیه و گرفتن مدرکی که این روزا حتی بقالی سر کوچه هم دوسه تا ازشون داره.

دانشگاهها (موسسات) غیرانتفاعی رو انتخاب کنن.خوبی این موسسات اینه که مدرک وزارت علوم رو میدن و شهریشون از آزاد کمتره اما هیچ کدوم از این موسسات امکانات یه دانشگاه رو ندارن حتی معروفتریناشون.

یکی از جاهایی که این موسسات زیاده اصفهانه که چندتا از استادای دانشگاه صنعتی (که خودش واقعا دانشگاست-یادش بخیر) دور هم  جمع میشن و از سر بیکاری و البته اخاذی پا میشن یه توک پا میرن وزارت علوم و یه مجوز دانشگاه میگیرن و بعدشم یه خونه کلنگی یا یه مدرسه متروکه اجاره میکنن و بعدشم چندتا از شاگردای دوره ارشد دانشگاه صنعتی رو میارن به اسم استاد و بعدشم میشه دانشگاه به همین راحتی

یکی از این موسسات موسسه امین هستش که توی فولا شهر در 25 کیلومتری اصفهان قرار داره. مکان این موسسه ساختمان قدیم شرکت فولادشهر که از کل این ساختمان فقط چند تا  کلاسش سالمه و بقیه آشغالدونین.کل دانشجوهاش ازاینکه به اونجا اومدن مث چی پشیمونن و مال برده و گول خورده.

کل کادر این موسسه چند نفر بیشتر نیستن:

-علیرضا انصاری(یا به قول خودش دکتر انصاری): یه مرتیکه عوضی که هیچی مثل پول براش مهم نیست،‌فکر می کنه خیل حالیشه ...  هیچی ولش کن غیبت خوب نیست.ریاست دانشگاه: کمیته انضباطی-معاونت دانشجویی و فرهنگی-مشاور-استاد-نگهبان-مستخدم-نماینده رهبر در دانشگاه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و...

خدا حفظش کنه با این پشتکار.

-آقای میر باقر(دکتر یا مهندسشو نمیدونم ) ، اونم به آموزش میگه کار دانشجو رو دیر راه بندازید کلاس کار دانشگاهو بیارید بالا.اینم از معاون

مسئول آموزش و از صبح تا شب میشینه شماره شناسنامه بچه ها رو حفظ میکنه(آدم خوبی بود رفت ،(خانم شیرانی،‌واقعا مرد بود )!

-خانم رهنما:یه خانم میانسال که باهاش برخورد نداشتم کارمند آموزشه

راستی یکی رئیس قسمت مالی هستش که مثل برج زهر ماره، فقط دوست داره پاچه بگیره، اسمش هم خانم عزیزیان اس

 

این موسسه سال 84  تاسیس و از چند تا رشته کاردانی شروع به کار کرد ولی حالا ماشاء الله دارن ظریفت های جدید میگرین و هی به تعداد کلاسا و دانشجوها اضافه میشه ، البته تو همون ساختمون قدیمی که گفتم ، مثلا یه کلاس رو به چهار قسمت تبدیل می کنن، یا اینکه سلفو نصف کردن چون کسی اونجا غذا نمیخوره، میدونید که چرا ، اره درست فهمیدید چون غذا خیلی خوبه بچه ها تحمل ندارن به این غذا عادت کنن و سه تا ساختمون کلنگی اجاره کرده بودن که بهشون میگفتن خوابگاه و بابت یه ترم از بچه ها 300000تومن پول میگرفتن! که با شهریه دانشگاه و خوردوخوراک تازه اگه خیلی کم خرج باشی به ترمی 800 -900 هزار تومن میرسه که واقعا خاک بر سر کسی که به جای دانشگاه آزاد شهر خودش بره اونجا(البته این ترمی 900000 تومن خرج برای همه دانشگاههای غیرانتفاعی شهرستان صدق میکنه)

توی هر کدوم از این خونه ها هم 1?-20 نفر رو میچپونن که به هیچ وجه دیگه نمیشه درس خوند.

توی این موسسه رتبه 110000 هم درس میخونه! سطح علمی دانشجوها رو حال میکنید؟ 

برترین ویژگی اونجا اینه که شما اگه در برگه امتحانی عکس استادتون رو هم بکشید با نمره خوب قبول میشید، و تازه اگه دلتون نمره بیشتر از بیست هم خواست میتونید باهاش صحبت کنید و بعد از کاری که نمیتونم اسمشو بیارم ولی به  ....مالی معروفه .

(در ادامه می خوام در مورد استاداش هم صحبت کنم ، که جان نثار زیاد دارن مثل استاد ریاحی که مدیر گروه رشته حسابداریه، و یه ذره دیونست ، شاید هم زیاد قاطی داره، حالا بعد مفصل حرف می زنیم )

توی دانشجوهای اونجا از تهرانی اصیل پیدا میشه تا عشایر غیور و همه ا ونجا در کنار هم شانه به شانه دارن درس میخونن که ایران رو بسازن.

توی همون ترم اول چندتا از بچه ها خواسته بودن برای فرار از اونجا انتقالی بگیرن و برن شهر خودشون اما جالبه که شرط دکتر برای موافقت با انتقال پرداخت یک میلیون تومن پول ناقابل بوده همین وبس و خبر دارم که چندتا از همین افراد با هزار بدبختی این پول رو جور کردن و از اونجا فرار کردن، و یا تونستن یه میهمان بگیرن ، اونم با هزار بدبختی

خود فولادشهر  همه اهالیش کارگران فولاد ذوب آهن هستن و 99 درصدشون اهل خوزستان- چهار محال و لرستان هستند و 1درصد بقیشون هم دانشجوهای بدبخت سه تا موسسه غیرانتفاعی این شهر (فرزانگان-امین-فولاد) هستن.

این خلاصه ای بود در مورد  موسسه آموزش عالی امین اصفهان(فولاد شهر).

پیشنهاد میکنم اگه میخواین توی انتخاب رشته دانشگاههای غیرانتفاعی رو  انتخاب کنین حتما قبلش یه سر به اونجا بزنید ویا تا جایی که میتونید در موردش اطلاعات بدست بیارید نذارید دیر بشه.


89/11/7::: 9:28 ص
نظر()